تبليغاتX
با شتاب به سوی ما شدن
با شتاب به سوی ما شدن
سکوت
دمی با ما باش

 

میل رفتن مکن ای دوست ، دمی با ما باش

 

 

روی بنما و مرا گو ، که ز جان دل برگیر

پیش شمع آتش پروانه به جان گو درگیر

 

در لب تشنه ما بین و مدار آب دریغ

بر سر کشته خویش آی و زخاکش برگیر

 

ترک درویش مگیر ، ار نبود سیم و زرش

در غمت ، سیم شمار اشک و رخش را زر گیر

 

چنگ بنواز و بساز ار نبود عود ، چه باک

آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گیر

 

در سماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص

ور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گیر

 

دوست گو ، یار شو و هر دو جهان دشمن باش

بخت گو پشت مکن ، روی زمین لشکر گیر

 

میل رفتن مکن ای دوست ، دمی با ما باش

ب لب جوی طرب جوی و به کف ساغر گیر

 

رفته گیر از برم ، وز آتش و آب دل و چشم

گونه ای زرد و لبم خشک و کنارم تر گیر

 

حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را

که ببین مجلسم و ترک سر منبر گیر

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 15:47  توسط <-سکوت->  | 

 

*
*
*
*
*
*
*